صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
315
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
نمىيابد . » وى بيش از اين و دقيقتر و محقّقانهتر به آن مىپردازد و مىگويد : « توصيف خداوند به علم سرّ در آسمانها و زمين ، اشاره است به اين كه در باطن آنها چيزى است كه شامل شدن مغفرت و رحمت الهى براى حالشان را مىطلبد و او آنها را به فطرت و سرشتشان براى سعادت و عاقبت خوش مىطلبد كه حقيقت آن جز سعادت بشرى به شامل شدن مغفرت و رحمت ميسّر نيست و اگر بسيارى از آنها در تطبيق آن بر تمتّع و لذّت بردن از زندگى دنيا و زينت پوسيدهء آن ، دچار خطا شدند ؛ پس حجّت برهانى است بر حقّانيّت دعوت پيامبر ( ص ) كه قرآن شامل آن است و بطلان اين ادّعاست كه مىگويند دروغ و از افسانهء پيشينيان است . بيان اين دليل بدين گونه است كه خداوند سبحان راز آسمانها و زمين را مىداند و مىداند كه در باطن استقرار يافته در سرائر فطرى شما ، عشق به سعادت و طلب عاقبت خوش وجود دارد و حقيقت آن رستگارى دنيا و آخرت است و خداوند سبحان ، غفور و رحيم است . و لازمهاش آن است كه خداوند ، آنچه را كه در باطنتان و به زبان فطرت مىخواهيد ، اجابت مىكند و شما را به راه او كه سعادت را براى شما تضمين كرده است ، هدايت مىكند . » ممكن است ، گفته شود : سرّ در اين دو آيه ، آن است كه براى مخلوقى جايز نيست كه از آن آگاه گردد ؛ مثل سرّ قدرى كه پيامبر ( ص ) از كشف و شناخت آن نهى فرمودند و تذكر دادهاند كه اختلاف امّتهاى پيشين و نابودىشان به سبب انديشهء زياد در قدر بوده است . ترمذى و ديگران در حديثى روايت كردهاند كه : « كسانى كه قبل از شما بودند به اين دليل هلاك شدند كه در اين امر به نزاع پرداختند و بر شما اراده كردم كه در آن به نزاع نپردازيد . » از على ( ع ) روايت شده است كه فرمودند : « قدر راز خداوندى است ، خود را به تكلّف دچار نكنيد و دريايى است عميق ، وارد آن نشويد . » چنان كه ابن عربى در بيان سرّ به اين معنا اشاره دارد كه : « گفته مىشود سرّ علم در برابر حقيقت عالم به آن ، و سرّ حال در برابر شناخت مراد خداوند در آن ، و سرّ حقيقت در برابر آنچه كه به آن اشاره مىشود . » از نامهايى كه صوفيان با آن آشنايند و آن را بر ذات احديّت اطلاق مىكنند ، اين است كه : « سرّ الاسرار و نور الانوار » است و منظورشان اين است كه : خداوند سبحان منشأ هر نور است و هر نورى از او صادر مىشود و هر نورى به او بازمىگردد . همچنين او راز حيات در هر شىء است ؛ يعنى سبب حيات و مادّهء نخستين آن ، به قدرت و مشيّت اوست . چه بسا اين